قصه ی بهمن
11 بهمن 1395 توسط نگار شرقي يزدي
یکی بود یکی نبود، غیراز خدا هیچکس نبود، جز یکی یارخدا، نام او روح الله، آنکه بود مظهرمهر، آنکه شد نورسپهر، شهرتاریک و سیاه، مردمان مرده و بی روح و نوا، او با بانگ رس، هی میزد برهمه کس، تا صدایش همه جا… خفته ها بیدار، مست ها هوشیار، قصه بسیارزیباست… بیشتر »